مردودی بیمه گر و بیمه گذار در آزمون ریسک

وقوع آتش سوزی مهیب در یکی از برج های فرآیندی شرکت پتروشیمی بوعلی سینا و متعاقب آن سرایت حریق به مخازن ذخیره نفتا را باید از ابعاد گوناگون مورد واکاوی و بررسی قرار داد. هدف این نوشته، تبیین کلی ابعاد این حادثه و اثرات مخرب آن بر صنعت بیمه کشور است به این امید که زنگ خطرها را به صدا در آورد و نگاه ها را به پاره ای از اشکالات اساسی معطوف نماید.

برپایه اطلاعات اولیه بدست آمده، این حادثه بزرگترین خسارت بیمه ای در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی کشور است که از ابتدای فعالیت صنعت بیمه های بازرگانی (کمتر از ۱۰۰ سال پیش) در ایران به وقوع پیوسته است. همزمانی این حادثه با مشکلات داخلی و بیرونی متنوعی که صنعت بیمه کشور را می رنجاند (مانند معضلات مربوط به بیمه های اتومبیل و درمان، وضعیت نامساعد توانگری تعدادی از شرکت های بیمه، مسأله فیش های حقوقی و استعفا و برکناری تعدادی از مدیران ارشد و…) فشار مضاعفی را به صنعت بیمه کشور وارد خواهد کرد.

اطلاعات بیمه ای منتشرشده نشان می دهد که ۱۱ شرکت بیمه داخلی در قالب کنسرسیومی به رهبری شرکت سهامی بیمه ایران، پوشش بیمه ای این خسارت سنگین را بر عهده دارند. در این رابطه، مهم ترین نکته میزان برخورداری کنسرسیوم از پوشش اتکایی اختیاری است. بدیهی است که بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران در قالب پوشش اتکایی اجباری تعهداتی را در حد سقف ۱۵ درصدی تعیین شده بر عهده دارد ولی سؤال اصلی اینست که میزان پوشش اتکایی اختیاری (در صورت وجود) به چه میزان است و آیا قابل دسترس است یا خیر؟ با توجه به تحریم های بیمه ای بین المللی و محدودیت های شدید مبادلات بانکی، انتظار خوشبینانه اینست که پوشش اتکایی خارجی حداکثر تا ۱۰ الی ۱۵ درصد این خسارت در دسترس باشد. در چنین شرایطی، تقسیم خسارت بین اعضای کنسرسیومی که تعدادی از آنها از توانگری مالی مناسبی برخوردار نیستند، اوضاع را وخیم تر خواهد کرد.

نکته مهم دیگر، شرایط TC بیمه نامه تمام خطر مربوطه و به طور خاص حدود جبران خسارت مربوط به خطرات مختلف، سهم بیمه گذار در جبران خسارت، اعمال و یا عدم اعمال قاعده میانگین، استثنائات، عدم النفع ناشی از توقف تولید و مواردی از این قبیل است که بر میزان خسارت پرداختی شرکتهای بیمه تأثیر میگذارد. بعلاوه باید بررسی کرد که آیا بیمه نامه صادره شرایط متناسب با خطرات تحت پوشش داشته است یا خیر.  

مهم ترین رکن در تحلیل این حادثه سنگین از منظر بیمه گر یافتن علت یا علل وقوع حادثه است تا بتوان با تمهیدات مناسب، احتمال وقوع حوادث مشابه  را به حداقل رساند. این موضوع به تنهایی شاکله اصلی مدیریت ریسک را تشکیل می دهد زیرا اولین گام در فرایند مدیریت ریسک شناخت رویدادها (events) و وضعیتهایی (circumstances) است  که بالقوه می توانند به خطراتی بالفعل تبدیل شوند.

توجه به این نکته ضروری است که هم بیمه گر و هم بیمه گذار موظف به مدیریت ریسک هایشان هستند که البته عمق و سطوح سازمانی مدیریت ریسک بیمه گر با بیمه گذار بسیار متفاوت خواهد بود. وقوع این حادثه و حوادث مشابه مبین این واقعیت تلخ است که بیمه گذار و بیمه گر هر دو در مدیریت ریسک ناموفق بوده اند و نمره قبولی نمی گیرند. یقینا” گریزی از رویداد حوادث خسارت بار جانی و مالی نیست ولی با مدیریت صحیح ریسک که بیمه گر و بیمه گزار باید انجام دهند می توان شدت و تواتر بروز حوادث را در محدوده قابل تحمل مدیریت و کنترل کرد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *